رییس جمهور پاکستان اعلام حالت اضطرار را در این کشور رد کرد.آژانس فرانس پرس به نقل از پرویز مشرف حاکم نظامی آن کشور گفته است که هرچند پاکستان درگیر یک جنگ روشن با جنگجویان افراط گرا می باشد، اما اعلام حالت اضطرار در این کشور واقعیت ندارد.
مشرف هم چنان گفته است که نا آرامی های اخیر بر تقسیم اوقات برگزاری انتخابات آن کشور تاثیری نداشته و انتخابات در موعد معین برگزار می گردد.
در همین حال ریچارد بوچر معاون وزیر خارجه امریکا از دولت پاکستان خواسته است تا عملیات نظامی بر علیه القاعده و طالبان را در مناطق قبایلی آن کشور افزایش بخشیده و نیروهای بیشتری را به این مناطق بفرستد.این مقام امریکایی از مشرف خواسته است تا اقدامات قوی و کامل نظامی در مناطق مرزی اتخاذ شود تا از ورود تروریستان به افغانستان جلوگیری گردد.
این در حالی است که یک گزارش استخباراتی امریکا که به روز سه شنبه انتشار یافت، نشان می دهد که القاعده و طالبان انسجام دوباره یافته و مصمم به انجام عملیات علیه منافع امریکا در داخل و خارج آن کشور است.
با این وجود برخی از تحلیگران که حادثه درگیری ارتش پاکستان را با طلاب مسجد لال در اسلام یک درامه از قبل برنامه ریزی شده از سوی دولت مشرف می خوانند، این احتمال را رد نمی کنند که دولت مشرف اقدام به برقراری حکومت نظامی در آن کشور نموده و تاریخ برگزاری انتخابات را در آن پاکستان به تعویق بیاندازد.زیرا مشرف نگران است که در صورت شرکت در انتخابات نتواند هر دوپست ریاست جمهوری و فرماندهی ارتش را همزمان حفظ کند که در این صورت بقای خودش زیر سوال خواهد رفت.
در همین حال بعید نیست که مشرف علیه آن عده از افراط گرایان مذهبی خواهد جنگید که از کنترول دولت پاکستان همانند افراط گرایان لال مسجد، خارج شده اند؛ اما در نهایت حکومت مشرف از جنگیدن با تندروان اسلامی عاجز است. زیرا، افراط گرایان دارای خاستگاه گسترده اجتماعی اند، در ارتش و استخبارات کشور نفوذ قدرتمند دارند، و بخش از هویت پاکستان در ضدیت با هند و افغانستان می باشد. اکنون نیز، مبارزه با افراط گرایان برای حکومت مشرف حمایت های مالی و سیاسی فراوان ببار آورده، و همسایه ی شرقی خود را یعنی افغانستان را با طالبان زیر کنترول و فشارخود در خواهد آورد.
انتطار کارمندان رادیو تلویزیون ملی به پایان رسید و بلاخره رییس جدید این اداره به پیشنهاد وزارت اطلاعات و فرهنگ و حکم رییس جمهور حامد کرزی به این پست گماشته شد. هر چند انتظار برای انتصاب رییس جدید رادیو تلویزیون ملی حدود شش ماه طول کشید، اما بلاخره کسی که به این پست گماشته شد حداقل در مقیاس تجربه كاري آقای نظری در عرصه سینما و اخيرا دو تلویزیون خصوصی آریانا و شمشاد ، می تواند امیدوار کننده باشد.
با این وجود چالش های که در جریان کار ممکن است، دامنگیر آقای نظری گردد هم چنان به قوت خود باقی است و آقای واحد نظری رییس تازه وارد این رسانه باید به این چالش ها واقف گردد.
رادیو تلویزیون ملی افغانستان میراث نظام های استبدادی و ایدیولوژیک دهه های گذشته است که در هر دوره بر اساس سلیقه ها و باورهای ایدلوژیک از آن سود برده شده و در راستای اهداف و منافع سیاسی، خانوادگی و حزبی، سمتی و زبانی استفاده شده است.
رادیو تلویزیون ملی افغانستان تا ایجاد اداره موقت که رسانه های صوتی و تصویری خصوصی توانستند، جواز فعالیت اخذ کنند رسانه بی رقیب در افغانستان بود و باالطبع هرچه از سوی این رسانه پخش می شد از منظر مخاطبان و صاحب نظران، یکی به دلیل دولتی بودن این رسانه و دوم به دلیل نبود فرصت مقایسه با دیگر رسانه ها، هیچ گاهی مورد انتقاد و بررسی قرار نمی گرفت و مردم نیز که انتخاب دیگری به جز تماشا و شنیدن این رسانه نداشتند، گمان می بردند که رادیو تلویزیون ملی نماد یک رسانه موفق و بی بدیل است.
این تصور نه تنها در ذهن مخاطبان رادیو تلویزیون ملی ریشه داشت، بلکه گردانندگان این رسانه نیز تصور می کردند که کارشان "پرمایه ترین" کار رسانه ای در جهان است، در حالیکه ایجاد تلویزیون های خصوصی طلوع، آریانا، افغان، شمشاد، نورین، تمدن، لمر و رادیو های خصوصی چون آرمان، کلید، نوا و... حداقل در ذهن مخاطبان رادیو تلویزیون ملی تصور بالا را زدود و آنان را باورمند به این کرد که کارنامه رادیو تلویزیون ملی در مقایسه با رسانه های تازه تاسیس، کم مایه، عاری از نوگرایی، متاثر از بد سلیقه گی و کم دانشی در عرصه رسانه های تصویری است.
از جانب دیگر تصور حاکم بر ذهنیت کارمندان رادیو تلویزیون ملی و دیگر مقامات حکومتی این است که این رسانه ملکیت عام و تام دولت است و هرچه در حکومت می گذرد، باید از طریق آن به نشر سپرده شود، از افتتاح تشناب های عمومی به واسطه یک مقام حکومتی گرفته تا ملاقات این مقامات با شماری از بزرگان فلان منطقه که در پایان به ادارات مربوط "هدایات لازم" صادر می کنند.
مشکل دیگر رسانه ملی این است که ساختار این اداره همانند دیگر ادارات دولتی بروکرات است. برای خریداری یک حلقه کست باید هیات خریداری تعین شود، موجودیت پول برای خریداری آن کست در بودیجه اختصاص داده شده از سوی حکومت باید مشخص گردد، چندین مامور بروکرات در پایان ورقه خریداری امضا کنند، از جانب وزارت مالیه پیشنهادهای خریداری کنترول شوند و در پایان قضیه اگر رییس اداری رادیو تلویزیون دچار بیماری باشد و در وظیفه اش حاضر نباشد باید صبر کرد تا ....
حکایتی را به یاد می آورم که یاد آوری آن یکی از طنز های تلخ روزگارما و بیچارگی رسانه ملی در انجام رقابت با دیگر رسانه های خصوصی می تواند به شمار آید.
یکی از کارگردان های رادیو تلویزیون ملی تصمیم می گیرد تا یک فلم عاشقانه بسازد، بودیجه این فلم در خزان همان سال از سوی مقامات رادیو تلویزیون تصویب می گردد، ولی زمانیکه پول منظور شده به دست کارگردان فلم می رسد تابستان سال جدید است و کارگردان به دلیل اینکه یکی از صحنه های اصلی فلم اش را در جریان برفباری ضبط کند نمی تواند در فصل تابستان به فلمبرداری آن فلم اقدام نماید. از جانب دیگر ریاست اداری رادیو تلویزیون فشار می آورد تا هرچه زودتر تهیه فلم تمام شود زیرا بودیجه اختصاص داده شده به این فلم مربوط به ربع اول بودیجه سال رادیو تلویزیون ملی است. کارگردان فلم ناگزیر می شود به تغیر سناریوی فلم اقدام کند و صحنه اصلی فلم را به جای روز برفی زمستان در یک روز تابستانی ضبط کند ولی این اقدام کارگردان از سوی ریاست اداری رادیو تلویزیون مورد قبول واقع نمی شود و همان می شود که قبول اسناد مصرف تهیه فلم به تعویق بیافتد و کارگردان فلم ملزم به پرداخت جریمه به ریاست اداری رادیو تلویزیون ملی گردد....
رادیو تلویزیون ملی به شدت یک ساختار کهنه و فرسوده اداری است و در جریان رقابت با دیگر رسانه ها فاقد توانایی لازم؛چه از لحاظ فکری و چه از لحاظ مالی.در همین حال نبود یک ساختار منظم رسانه ای که قادر به تولید برنامه ها مبتنی بر ارزش های ملی و مخاطب پسند باشد، یکی از اساسی ترین نقصيه های اين دستگاه به شمار می رود.
مشكل مالي كه عمدتا از سوی کارمندان این رسانه عنوان می شود، تنها منحصر به کمبود معاشات کارمندان این اداره نیست،بلکه تولید برنامه در این رسانه نیز به دلیل نبود امکانات مالی و روش های پوسیده اداری دچار مشکل می باشد.کارمندان رادیو تلویزیون ادعا می کنند که نبود معاش و یا کمبود معاش باعث شده که کیفیت برنامه ها در این رسانه پایین بیاید، در حالیکه اصل مساله اینطور نیست،چنانچه اکثر کسانی که در رادیو تلویزیون ملی توان تولید برنامه های خوب را داشتند از همان بدو ایجاد تلویزیون ها و رادیو های خصوصی به دلیل بالا بودن امتیازات در آن رسانه های استخدام شده اند. بنابراین اکثر کسانی که در این رسانه در حال حاضر مشغول به کار هستند یا توان فکری و تجربی کار در رسانه های خصوصی را ندارند و شماری اندکی با یک عشق عجیب به دلیل سالها کار و خو کردن به محیط رادیو تلویزیون ملی نمی خواهند در رسانه های خصوصی کار کنند.
از جانب دیگر بیشترین کارمندان رادیو تلویزیون ملی به ویژه آنهایی که در عرصه نشراتی کار می کنند، تصور شان این است که تجاربی فراوانی در عرصه کار نشراتی رسانه تصویری و صوتی دارند و به همین خاطر هر تازه واردی در این رسانه از همان آغاز با این تیپ کارمندان در این رسانه درگیر می شوند.
مشکلی در که در زمان تصدی آقای نجیب روشن برای شماری زیادی از کارمندان جوانی که وی استخدام کرده بود، از ایجاد شده بود.تجاربی زیادی وجود دارد که این کارمندان در جریان کار گاهی تا سرحد مشاجره لفظی با ماموران قدیمی این رسانه درگیر شده بودند، آنهم به این خاطر که یک کارمند جوان و تازه وارد با توجه به دانش و تجارب نوین و مدرن ژورنالیزم از یک مامور بزرگسال و" دارای تجربه سی ساله" خواسته بود که مثلا فلان تصویر را به گونه ای که وی می خواسته، در متن یک گزارش یا یک برنامه جا دهد و آن کارمند قدیمی گفته بود که تو نمیدانی من"سی سال" تجربه دارم و این تصویر باید اینگونه جا داده شود.
در همین حال فراموش نکنیم که وزارت اطلاعات و فرهنگ به دلیل سابقه وابستگی رسانه ملی به این ارگان خود مالک الاختیار آن می داند و چنانچه تجربه نشان داده است، به ویژه آقای وزیر در کارهای رادیو تلویزیون ملی بیشترین دخالت را انجام می دهد.رییس جدید رادیو تلویزیون ملی اگر از همین آغاز زیر بار خواسته های وزیر اطلاعات و فرهنگ برود آنهم در شرایطی که براساس قانون جدید رسانه های همگانی این وزارت دیگر هیچ گونه صلاحیتی بر رادیو تلویزیون ملی ندارد،در آنصورت امید برای بهبود رسانه ملی از همین آغاز تبدیل به یک سراب خواهد شد.چنانچه دخالت های فراوان وزیر اطلاعات و فرهنگ در زمان تصدی آقای روشن نیز جریان اصلاحات در این رسانه را به بن بست کشانید و آقای روشن را مجبور به استعفا کرد.
این در حالی است که برخی از گزارش های تایید ناشده حاکی از این است که وزیر اطلاعات و فرهنگ آقای خرم صلاحیت های معینان وزارت و برخی از روسای این اداره را سلب کرده و تمام امور اداری این وزارت از مجرای خودش اجرا و عملی می شود.اگر آقای واحد نظری رییس جدید رادیو تلویزیون ملی نیز در جمع روسای فاقد صلاحیت وزارت اطلاعات و فرهنگ شامل شود، در آنصورت تجربه شکست پروژه اصلاحات رادیو تلویزیون اگر در صدر اولویت های آقای نظری قرار داشته باشد، از همین حالا روشن است.
اگر واقعیت مساله به ترتیبی که رسانه ها منعکس می کنند، باشد در آنصورت تلفاتی که این نیروها در جریان شش سال گذشته متحمل شده اند، شاید فراتر از ده هزار تن باشد، اما سوال این است که آیا این همه جنگجوی طالب واقعا کشته شده اند و یا اینکه انتشار آمارهای بالا از هلاکت ، زخمی شدن و دستگیری طالبان صرفا به منظور تضعیف روحیه طالبان و قوت بخشیدن به افکار عامه داخل افغانستان و جهان صورت می گیرد، تا از یک طرف انتظار شهروندان افغانستان برای پایان تراژیدی جنگ و کشتار بی ثمر نباشد و از جانب دیگر شهروندان کشورهای عضو ناتو و ایتلاف بین المللی ضد تروریزم متقاعد شوند که حضور سربازان شان در افغانستان و مبارزه آنان بر علیه طالبان و القاعده دستاورد دارد و جنگ در افغانستان می تواند خطر بنیاد گرایی را در جهان کاهش دهد.
اما سوال اساسی که مطرح می شود این است که اگر مبارزه علیه طالبان و القاعده به واسطه عملیات نظامی ممکن می بود، تلفات این گروه در جبهات جنگ افغانستان در طول شش سال گذشته اگر باعث کاهش جنگ های رودرو آنها با سربازان افغان و ناتو نمی گردید حداقل باعث می شد که طالبان به جنگ های رودرو کمتر بپردازند و در عوض عملیات انتحاری و تبلیغات رسانه ای را خود را قوت ببخشند.
در حالیکه آمارها نشان می دهد که گروه طالبان هم چنانکه در جنگ های رودرو حاضر به مبارزه هستند از اجرای عملیات انتحاری، تبلیغات در رسانه ها و سربازگیری در مناطقی که تسلط دارند، ابایی نمی کنند.
اگر مساله این است که جهان در افغانستان و عراق با بنیاد گرایی مبارزه می کند و پیروزی در این دو جبهه به معنی شکست تروریزم و بنیاد گرایی در جهان است، پس در آنصورت مشکل تروریزم همانطوری که رییس جمهور کرزی و برخی از مقامات افغان ادعا می کنند ریشه در داخل افغانستان ندارد و از بیرون صادر می گردد، چیزی که گزارش اخیر چند تن از افسران سرویس اطلاعاتی امریکا بر آن صحه می گذارد و نشانگر تقویت گروه القاعده در مناطق قبایلی پاکستان است.از جانب دیگر جنگ عراق نیز همانطوری که شواهد بدست آمده در آن حکایت می کند از سوی کشورهای ایران، سوریه و عربستان سعودی به شمول گروه القاعده حمایت می شود و مشکل تروریزم در آن کشور ریشه در مسایل داخلی عراق ندارد.
البته شواهد بالا حاکی از آن است که جبهات عقبی برای تروریستان در هر دو کشور عراق و افغانستان باز است و آنها هرازگاهی که در جنگ با نیروهای بین المللی و سربازان اردوی دو کشور شکست بخورند، به پناهگاه های مطمین خود در کشورهای پاکستان، ایران و سوریه بازگشته و با تجدید نیرو دوباره وارد جبهه جنگ می شوند.این در حالی است که بر اساس گفته های یک تن از فرماندهان نیروهای ایتلاف در افغانستان شمار جنگجویان خارجی که در کنار القاعده و طالبان می جنگند، افزایش یافته است.
ارایه این شواهد حکایت از این می کند که دولت ها، گروه ها و افرادی در کشورهای پاکستان، ایران و سوریه برای ورود تروریستان راه های خود را باز گذاشته اند.مگر نه این است که جنگجویان خارجی همرزم طالبان و القاعده یا از مرز پاکستان وارد افغانستان می شوند و یا از مرز ایران.در مورد عراق نیز وضعیت به همین سان است.ترکیه عضو پیمان ناتو است و طبیعتا مخالف و دشمن گروه القاعده می باشد.کویت نیز متحد امریکا است و اجازه نمی دهد القاعده از خاکش به عنوان مسیر عبور به عراق استفاده کند، بنابرآن دو کشوری که ممکن است بر ورود اعضای القاعده به عراق جلوگیری نکند، ایران و سوریه است که به دشمنی با امریکا را در سرشت سیاست های خود عجین دارند و شکست امریکا و متحدانش را مایه پیروزی و افتخار خود می دانند.
هنوز مشخص نیست که در این ملاقات کسی دیگری حضور داشته یا نه ولی چنانچه دیده شد،دفتر مطبوعاتی رییس جمهور به نشر این خبر از طریق رسانه های دولتی اقدام نکرد تا مردم حداقل می دانستند که در این ملاقات چه کسانی دیگری حضور داشتند.
براساس معلوماتی که در خبر منتشره نشریه جنبش به چاپ رسیده دو طرف در این ملاقات روی اوضاع داخلی و منطقه به بحث پرداخته و جنرال دوستم تقاضای محاکمه مجرمین حادثه هفتم جوزای شهر شبرغان را از رییس جمهور مطرح کرده است.
برخی تحلیل گران احتمال این مساله را که ملاقات رییس جمهور کرزی با سفر اخیر وی به کشور ترکمنستان ارتباط داشته باشد، رد نمی کنند. هر چند ترکمن ها در این سفر بیشتر بر روابط اقتصادی و تجارتی دو کشور تاکید کرده و براساس گفته های برخی منابع، مقامات ترکمن پیش از سفر رییس جمهور کرزی به برخی از دیپلومات های ایرانی که خواستار انتقال پایپ لاین گاز ترکمنستان از ایران بودند، نیز پاسخ منفی داده و گفته بودند که نمی خواهند این پروژه را سیاسی بسازند.
در عین حال پس از حوادث خونین شبرغان که رییس جمهور در قبال آن سکوت اختیار کرد و به نوعی غیر مستقیم از آقای جمعه خان همدرد حمایت شد، ملاقات خصوصی رییس جمهور با جنرال دوستم این گمانه زنی ها تقویت کرده است که رییس جمهور از یک جانب در صدد جلب رضایت ترکمنستان است و از جانب دیگر با جلب حمایت مجدد دوستم می خواهد موضع جبهه ملی را که دوستم یکی از یاران قدرتمند آن است، ضعیف کند.
در عین حال ملاقات رییس جمهور کرزی این تصور را نیز قوت بخشیده است که آقای جمعه خان همدرد والی جوزجان که همین اکنون عملا در وظیفه اش حضور ندارد، دیگر به ولایت جوزجان نخواهد رفت و والی جدید احتمالا از کسانی خواهد بود که نظر آقای دوستم در انتخاب آن حتمی است.
البته پس از این ملاقات یک سوال هم چنان بدون پاسخ می ماند و آن اینکه معلوم نیست جواب شهریان شبرغان را که در جریان حادثه هفتم جوزا 11 تن کشته و 55 تن زخمی دادند، که خواهد داد؟
رییس جمهور کرزی و قربان قلی بردی محمد اف گسترش همکاری های دوجانبه از جمله در زمینه صادرات و ترانزیت برق را در عشق آباد پایتخت ترکمنستان به بررسی گرفته و تصمیم گرفتند تا در زمینه تامین سوخت،ایجاد تاسیسات برق و هم چنین حمل و نقل مبادلات تجاری همکاری گسترده تری میان دو کشور آغاز گردد.
رییس جمهور کرزی که روز پنجشنبه در راس یک هیات عالی رتبه به عشق آباد پایتخت ترکمنستان سفر کرده بود هنگام دیدار با رییس جمهور و برخی از مقامات دیگر آن کشور موافقتنامه های را در زمینه افزایش مبادلات تجاری، ترانزیت کالا و تسهیلات حمل و نقل امضا کردند.
این در حالی است که رییس جمهور ترکمنستان وعده احداث خط آهن جدید را که امکان دسترسی افغانستان را به آسیای مرکزی فراهم آورد، نیز به حامد کرزی داده است.
یکی از مسایل مهمی که در جریان سفر رییس جمهور کرزی با مقامات ترکمن مطرح شد احداث خط لوله انتقال گاز ترکمنستان به پاکستان و هند از طریق خاک افغانستان بود، طرحی که از اواسط دهه 90 میلادی مطرح بود اما به دلایل امنیتی و سیاسی تا کنون میسر نشده است.
براساس گزارش بی بی سی مقامات دو کشور تصمیم گرفته اند که بررسی های لازم و بر آورد حق ترانزیتی افغانستان و نیز منابع مالی لازم که مستلزم سرمایه گذاری در این طرح است، صورت بگیرد.
این در حالی است که کشور ایران از هنگام مطرح شدن طرح انتقال لوله گاز ترکمنستان از مسیر افغانستان به پاکستان و هند، مخالف بوده و تلاش های فراوانی انجام داده است تا با دستاویز قرار دادن وضعیت امنیتی و حتا در مواردی نا امن ساختن مناطق غربی افغانستان ترکمن ها را از یک طرف و شرکت های بزرگ نفتی را از جانب دیگر متقاعد به این کند که خط لوله گاز ترکمنستان از مسیر آن کشور بگذرد.هر چند بحران اتومی و تحریم های سازمان ملل بر آن کشور در شرایط حاضر وضعیت را به ترتیبی ساخته است که برای ایران شانس استفاده از چنین پروژه ای صفر است.در حالی که کشور هند با رشد روزافزون اقتصادی با گذشت هر روز به انرژی بیشتری نیاز پیدا می کند و اوضاع جهانی در قبال بحران هسته ای ایران به صورتی است که ذکر شد، بنابراین امکان انتقال خط لوله گاز ترکمنستان از افغانستان هم چنان به عنوان یک طرح بالقوه که امکانات اجرایی دارد، پابرجاست.
با این وجود، مشکل نا امنی در مناطق جنوب غربی و جنوبی افغانستان که مسیر اصلی انتقال این خط لوله است، شرکت های بین المللی نفتی را کمتر ترغیب به سرمایه گذاری در این پروژه می کند.این در حالی است که برخی از تحلیگران یکی از عوامل نا امنی را در مناطق جنوب و جنوب غربی را مشکل بیکاری و ضعف اقتصادی مردم می خوانند و از جانب دیگر انتقال لوله گاز ترکمنستان از افغانستان به دلیل اینکه پاکستان یکی از استفاده کننده گاز آن خواهد بود، آن کشور را ودار به عدم حمایت از طالبان و یا قطع حمایت از طالبان خواهد کرد. زیرا، در جهان امروز که اقتصاد حرف نخست در تعیین سیاست ها را می زند، پاکستان نیز ممکن است منفعت اقتصادی را بر طالبان بنیاد گرا که به جز بدنامی برای پاکستان هیچ ارمغان دیگری نداشته، ترجیع بدهد.
سردبیر سایت انترنیتی کابل پرس کامران میر هزار روز گذشته از سوی کارمندان امنیت ملی در کابل بازداشت شد.آقای میر هزار حوالی ساعت 10:45 دقیقه صبح روز گذشته در مسیر سرک دارالامان زمانی بازداشت شد که همراه با جاوید فرهاد یکی از همکارانش برای اخذ ادویه از دفتر رادیو سلام وطندار بیرون شده و به جانب یک دواخانه در حرکت بودند. آقای جاوید فرهاد از کارمندان رادیو سلام وطندار گفت:"چهار نفر از یک موتر کرولا پایین شده گفتند که ما کارمندان ریاست 74 امنیت هستیم و برای پاسخدهی به برخی از پرسش ها آقای میرهزار را کار داریم.ما پرسیدیم که آیا میرهزار بازداشت شده؟آنها در جواب گفتند که نه، بازداشت نشده چون اگر بازداشت می شد ما باید حکم سارنوالی را با خود می داشتیم، نماینده سارنوالی باید همرای ما می بود و باید به دفتر تان می آمدیم.بعدن آقای میر هزار گفت که اگر من همرای تان نروم؟ آنها در جواب گفتند که مجبوریم شما را به زور ببریم."
به گفته آقای فرهاد مسوولین امنیت ملی وعده داده بودند که آقای میرهزار را تا عصر روز گذشته رها می کنند، اما تا کنون از رهایی وی خبری نیست.این در حالی است که خبر بازداشت آقای میرهزار از سوی ریاست امنیت ملی تایید نشده و دلایل بازداشت وی نیز معلوم نمی باشد.
با این حال گمانه زنی های وجود دارد که ممکن است آقای میرهزار را به جرم نشر برخی از مقالات در سایت انترنیتی کابل پرس بازداشت کرده باشند.این در حالی است که در آغاز هفته جاری محمد آصف ننگ مدیر مسوول جرگه امن، سخنگوی وزیر دولت در امور پارلمانی، دارالانشای جرگه امن، اداره امور و دارالانشای شورای وزیران نیز ظاهرن به جرم نشر یک مقاله در نشریه جرگه امن از سوی ریاست امنیت ملی بازداشت شد که تا کنون اتهامات وی از سوی امنیت ملی به صورت رسمی اعلان نشده است و آقای ننگ تا کنون در بازداشت به سر می برد.
کامران میر هزار علاوه بر سردبیری سایت انترنیتی کابل پرس در رادیو سلام وطندار نیز کار می کرد.
با این حال ده تن از کسانی که در داخل این مسجد سنگر گرفته اند کشته شده و وزیر داخله پاکستان گفته که مقررات منع رفت و آمد برای مدتی نا معلوم در اطراف این مسجد وضع می شود.
درگیری میان طلاب مدرسه مسجد لال از بامداد روز س
این در حالی است که چند روز قبل از این حادثه در یک سند محرمانه وزارت داخله پاکستان گفته شده بود که "نوعي سياست دلجويي و همراهي با طالبان" در پاكستان وجود دارد كه سبب تشويق هرچه بيشتر آنها شده است.
يك ديپلومات پاكستاني در اين باره گفت: اين سند توصيف دقيق از خطري است كه قلب پاکستان را تهديد ميكند. اين نخستين باري است كه چنين سندي كه رسمن جديت و گستردگي تهديد ناشي از طالبان و القاعده را به رسميت ميشناسد از سوي دولت پاكستان منتشر ميشود. اين ديپلومات در عين حال ابراز تاسف كرد كه به رسميت شناختن رسمي اين خطر دير انجام شده است.
پرویز مشرف رییس جمهور پاکستان نیز در همان روزها قصد دولتش را برای حمله به مسجد لال اعلام کرده گفته بود در وقت مناسب بالای این مسجد به اقدام نظامی متوسل خواهند شد.
خطر طالبانی شدن آن کشور از مدتی زیادی به این طرف در پاکستان وجود دارد، اما دولت آن کشور زمانی متوجه خطر مسجد لال شد که طلاب این مدرسه چندتن از شهروندان چینایی را به اتهام فساد اخلاقی گروگان گرفتند در حالی که این آنها در یک مرکز ماساژ مشغول انجام طب سوزنی بودند.طلاب مسجد لال هم چنان قبل براین یک دوکان فروش سی دی و فلم های ویدیویی را به آتش کشیدند و به دولت آن کشور هشدار دادند که مراکز فروش سی دی ها و فلم ها در اسلام آباد بسته شوند.
طالبان به عنوان مهره دست آموز سازمان استخباراتی پاکستان نخستین بار زمانی وارد صحنه سیاسی شدند که یک کاروان تجارتی آن کشور هنگام عبور از مناطق جنوبی افغانستان مورد دستبرد دزدان قرار گرفت و این گروه برای رهایی آن کاروان از مرز پاکستان وارد افغانستان شده و آنرا خود را نجات بخشیدند.
طالبان بعد از آن بر قسمت های اعظم افغانستان مستقر شدند و در طول حاکمیت پنج ساله شان به جز پاکستان و دو کشور عربی،جهان حاضر به رسمیت شناختن این گروه نشد و کرسی افغانستان در سازمان ملل با وجود اینکه حکومت آقای ربانی بر بخشی کوچکی از افغانستان تسلط داشت، هم چنان متعلق به این حکومت بود.
حوادث یازدهم سپتامبر و حمایت طالبان از اسامه که مظنون اصلی طراحی حملات به مرکز تجارت جهانی به شمار می رفت، طالبان را مورد غضب جامعه جهانی و ایتلاف تازه تشکیل ضدتروریزم قرار داد و بساط طالبان را از افغانستان برچید.
هر چند پاکستان در ظاهر به جبهه مبارزه با تروریزم پیوست و به عنوان متحد اصلی امریکا در این مبارزه برگزیده شد، اما در طول این مدت پاکستان دست از حمایت طالبان نکشید و حلقاتی معینی به شمول سازمان استخباراتی آن کشور به تجهیز و تسلیح مجدد طالبان اقدام می کردند، زیرا پاکستانی ها تصور می کنند که دولت افغانستان برخلاف علایق آن کشور، روابط عمیق تری با هندوستان دشمن قدیمی اش برقرار کرده و حتا در شهرهای بزرگ افغانستان که در مرز مشترک با پاکستان قرار دارد، نمایندگی های سیاسی هندوستان فعال شده و افغانستان با هندوستان تفاهمنامه همکاری های استراتیژیک را به امضا رسانیده است.
با این وجود تقویت طالبان از سوی پاکستان تنها بستگی به عواملی ذکر شده، نداشت.پاکستان در طول این مدت از طالبان به عنوان یک حربه باجگیری بر علیه غرب استفاده کرد و در عین زمان به واسطه تقویت این گروه کمک های کلانی را از جانب شیوخ و ثروتمندان بنیادگرای عرب به جیب زد.
شاید پاکستان در آن زمان متوجه این نکته نبود که روزی طالبان به عنوان یک مشکل داخلی گریبان بادار خود را نیز می گیرد، هرچند که حلقاتی معینی در غرب و داخل پاکستان از جمله اپوزیسیون مشرف در این مورد هشدار داده بودند.
از جانب دیگر احزاب بنیادگرای پاکستان با پیروزی در انتخابات ایالت های سرحد،بلوچستان و سند به کرسی های بیشتری دست یافتند و توانستند در حمایت از گروه طالبان و دیگر گروههای بنیادگرا بر سیاست های دولت این کشور تاثیری فراوانی بگذارند.
حادثه درگیری نیروهای امنیتی پاکستان با طلاب مسجد لال هر چند در مقیاس کوچک می تواند تاثیری بر اوضاع پاکستان بگذارد، اما زنگ های خطر را توانسته است برای سیاستمداران آن کشور به صدا در آورد.در حالی که اپوزیسیون مشرف برای انتخابات آماده می شوند، احتمال اینکه جنرال برای بار سوم با ایجاد تعدیلات در قانون اساسی پست های خود را در ارتش و ریاست جمهوری حفظ کند، بعید نیست.
در هرحال درگیری نیروهای سیاسی بر سر تصاحب قدرت از یک طرف، تلاش مشرف برای ابقای خودش در دو پست فرماندهی ارتش و ریاست جمهوری آن کشور از جانب دیگر و حادثه درگیری طلاب لال مسجد با نیروهای امنیتی آن کشور همه از مشکلاتی است که وضعیت سیاسی پاکستان نسبت به هرزمان دیگر به بن بست کشانیده است و احتمال اینکه در این نبرد طالبان پاکستانی و علمای بنیاد گرای این کشور بر تمام مملکت و یا بخش های از این سرزمین تسلط پیدا کنند بعید نیست، مگر اینکه ارتش پاکستان در یک اقدام سرکوبگرانه گروههای بنیاد گرا را خاموش کرده و مشرف برای مذاکره و تقسیم قدرت با مخالفانش به موافقت برسد.
گاهی اوقات که از روی نیاز، اجبار و یا تصادف به یکی از رسانه های دولتی مراجعه می کنم تا از رویداد های دولتی و به ویژه خبرهای مقامات عالی رتبه باخبر شوم، همیشه با خبرهای کلیشه یی و تکراری، چه از لحاظ محتوا و چه از لحاظ ساختار مواجه می شوم.این تکرار در خبرهای دولتی به ویژه خبرهای ملاقات های رییس جمهور چنان شایع است که گاهی اوقات فکر می کنم دولت افغانستان واقعا به جز از تکرار یک تعداد مسایل عمومی و همیشگی هیچ چیز دیگر برای گفتن به همکاران بین المللی و مهمانان خارجی ای که به افغانستان می آیند ندارد.
ماجرا از این قرار است که همیشه وقتی خبر ملاقات رییس جمهور افغانستان را با یک مهمان عالی رتبه کشورهای دیگر که به افغانستان می آیند، بشنوید و یا بخوانید، متوجه می شوید که براساس متن آن خبر رییس جمهور دستاورد های افغانستان را در طول سالهای گذشته به طرف ملاقات شونده توضیح می دهد و چالش های فراروی امنیت را در افغانستان بر می شمارد. مبتنی بر اینگونه خبرها رییس جمهور فساد اداری و مواد مخدر را از مشکلات عمده افغانستان خوانده و در این اواخر از مرگ غیر نظامیان در عملیات جنگی نیروهای ناتو و ایتلاف ابراز نگرانی می کند. در مقابل طرف ملاقات شونده دستاورد های افغانستان را در پنج سال گذشته می ستاید و تعهدات خود را در قبال افغانستان تجدید می کند و طبق معمول از مرگ غیر نظامیان ابراز نگرانی کرده و تاسف خود را در این مورد اظهار می دارد.
برای من و شاید برای بسیاری از شهروندان دیگر افغانستان که هر آن منتظر خبر خوشی آنهم از نوع دولتی اش با توجه به این همه رفت و آمد مقامات عالی رتبه کشورهای دیگر هستند،تکرار کلیشه های از این دست نه تنها امیدی نمی بخشد بلکه این ذهنیت را تداعی می کند که یا مهمانان خارجی که به افغانستان می آیند از اوضاع باخبر نیستند که "حرف مفت" به نام "دستاوردهای پنج سال گذشته" را می ستایند و یا اینکه آنها واقعا در برابر بر شمردن این دستاورد ها انتقاداتی را از دولت افغانستان نیز مطرح می سازند و خطاهای پنج سال گذشته را نشانی کرده و به طرف افغانی می فهمانند که دستاوردهای پنج سال گذشته در برابر اشتباهات که انجام شده است، ناچیز و کم مقدار است.ولی جانب خبر نویس افغان که به کلیشه های معمول عادت دارد می خواهد با اغوای ذهنیت مخاطبان این نکته را بیان کند که جامعه بین المللی پنج سال گذشته را پردستاورد می خوانند و از سیاست های دولت افغانستان در قبال توسعه و بازسازی این کشور حمایت می کنند.
در عین حال این گمان را نیز نباید از نظر دور داشت که ممکن است در این ملاقات ها و دید وبازدید ها چیزهای زیادی مطرح شوند که به دلیل "مصالح دولت " البته از نوع استبدادی اش که در فطرت حکومت ها و قدرتمندان افغانستان ریشه تاریخی دارد، کسی نمی خواهد اطلاعات اصلی این گونه ملاقات ها به مردم برسد و در این راستا هیچ وقعی به مواد قانون اساسی که حق دسترسی به اطلاعات را به شهروندان افغانستان تضمین کرده نیز گزارده نمی شود و آزادی بیان و رسانه ها نیز در نظر گرفته نمی شود.
در این میان یک احتمال دیگر که از دیر باز ذهن مرا به خود مشغول داشته این است که در اغلب موارد ادبیات و نوشتار خبرهای دولتی به ویژه خبر ملاقات های رییس جمهور یکسان هستند و مخاطب آن تصور می کند که اداره مطبوعاتی ریاست جمهوری با وجود دم و دستگاه بزرگ چنان تنبل است که پس از هر ملاقات رییس جمهور فقط نامهای افراد را در داخل یک متن تکراری و کلیشه ای که دارند تغیر می دهند و آنرا به مطبوعات دولتی می فرستند و البته در آخر هر سال تنها به شمار سالهای که افغانستان "دستاورد" داشته است نیز یک عدد می افزایند تا باشد که ستایش مهمانان خارجی از دستاوردهای افغانستان به تعدادهای سالهای آن نیز بیشتر شوند.
البته هرچه است، این وضعیت یک مشکل کلان را پدید آورده و آن اینکه نشان می دهد که دولت افغانستان در برخی موارد بخاطر جلوگیری از درز کردن اطلاعات چنان ناشیانه عمل می کند که خلاف واقع بودن آن از طرز نوشتار و ادبیات خبرهای تهیه شده در رسانه های دولتی به وضاحت روشن است و صد البته که تنها با گفتن اینکه فلان مقام اروپایی، امریکایی و دیگران دستاورد های دولت افغانستان را ستایش کردند مشکلات اصلی افغانستان حل نمی شود و یک نوع حس اعتماد کاذب را آنهم به دولتمردان ما می دهد تا از اوضاع بیشتر پرت شوند.در این طرف مردم که واقعیت های تلخ زندگی روزمره افغانستان را با چشم و سر مشاهده می کنند به این فکر خواهند افتاد که نه تنها دولت در برابر مشکلات اصلی افغانستان جانب تظاهر و فریبکاری را گرفته است بلکه در صدد این است که به دلیل اشتباهات خود حتا از جامعه بین المللی نمی خواهد تا برای نجات افغانستان پس از پنج سال به اصطلاح "دستاوردهای کلان" به همکاری اش بیایند و این بار دیگر از دستاوردهای افغانستان ستایش نکرده بلکه در قبال اوضاع نقد و نظر نیز داشته باشند.
داکتر امین الحق عضو افغان گروه القاعده گفته است که در صورت خروج نیروهای خارجی از افغانستان آماده مذاکره با دولت این کشور می باشند.
وی این مطلب را در یک گفتگوی تیلفونی به آژانس خبری پژواک بیان داشته گفته است که آنها مخالف صلح و امنیت نیستند ولی موجودیت مخالف موجودیت نیروهای خارجی در افغانستان می باشند.
داکتر امین الحق مشکلات موجود افغانستان را ناشی از حضور نیروهای خارجی خوانده و گفته است که اگر این نیروها خارج شوند و در کشور نظام اسلامی نافذ گردد، مشکلات حل خواهد شد.
اظهارات داکتر امین الحق از جهاتی زیاد بحث برانگیز و قابل تامل است؛یکی اینکه گروه القاعده متهم به انجام اعمال تروریستی در سراسر جهان است و انجام مذاکره با یک گروه تروریستی از جانب یک دولت مشروع که بر پایه انتخابات سراسری ایجاد شده است و تعهداتی مبنی بر مبارزه با گروههای تروریستی به ویژه القاعده به جامعه جهانی داده است، یک امر غیر قانونی و خلاف تصور است.در حالیکه داکتر امین الحق در گفتگوی خود اشاره ای بر مشروعیت دولت افغانستان نداشته و از جانب دیگر مشخص نکرده است که در صورت انجام مذاکرات طرف مذاکره دولت افغانستان سازمان تروریستی القاعده خواهد بود یا طالبان.
این در حالی است که گروه طالبان خود به عنوان یک طرف درگیر در جنگ تا کنون هیچ گونه پیشنهاد رسمی را برای مذاکره ارایه نکرده اند، اگر سخنان داکتر امین الحق در ارتباط به مذاکره که آنرا مشروط به خروج نیروهای خارجی از افغانستان کرده است، متوجه طالبان باشد در آن صورت تصور وابستگی گروه طالبان به القاعده به روشنی واضح می گردد و نشان می دهد که افسار این گروه در دست القاعده است.
داکتر امین الحق در سخنان خود گفته است که آنها مخالف صلح و امنیت در افغانستان نیستند. در حالیکه اعمال گروه القاعده و طالبان که دوستان نزدیک به هم هستند در سراسر جهان به صورت عموم و در افغانستان به صورت ویژه از اجرای عملیات انتحاری تا اختطاف کارمندان صحی و ماین پاکی، سربریدن روزنامه نگاران و... همه نشانگر این است که آنها نه تنها طرفدار امنیت و صلح در افغانستان نبوده بلکه در صدد ایجاد رعب، وحشت و بی ثباتی هستند.
هر چند مقامات رسمی حکومت در ارتباط به اظهارات داکتر امین الحق تا کنون واکنش نشان نداده است، اما قراین حکم می کند که دولت افغانستان نیز حاضر به انجام هیچ گونه مذاکره ای به گروه تروریستی القاعده نخواهد بود، زیرا در آنصورت چارچوپ های قانونی و عدلی افغانستان از یک طرف و تمام تعهدات بین المللی این کشور در امر مبارزه با تروریزم از جانب دیگر زیر سوال خواهد رفت و اعتبار افغانستان را در نزد جامعه جهانی شدیدا آسیب خواهد زد.
پس از اختطاف 18 تن از کارمندان یک موسسه ماین پاکی در ولایت غزنی، طالبان گفته اند که در صورت اقدام از جانب دولت برای رهایی این افراد آنان را خواهند کشت.این در حالی است که سخنگویان طالبان روز گذشته در تماس با رسانه گفته بودند که در صورت اثبات بی گناهی این افراد آنها را آزاد خواهند کرد.
با این حال به نظر نمی رسد که طالبان در صدد رهایی این افراد باشد، زیرا از مدتی به این طرف طالبان دیگر هیچ گونه قاعده ای را در جریان اجرای عملیات خود در نظر نمی گیرند و پس از قتل و اختطاف کارمندان صحی، ژورنالستان داخلی و خارجی اکنون به ربودن کارمندان ماین روبی اقدام کرده اند.اقدامی که از لحاظ منطقی نمی شود با معیارهای معمول جنگ آنرا سنجید، چون کارمندان موسسات ماین پاکی به ویژه آنانی که در ساحات ماین گذاری شده فعالیت می کنند، اولا از لحاظ اقتصادی محروم ترین قشر افغانستان استند که در بدل کمترین پول با جان خود بازی می کنند و از جانب دیگر ماهیت کار ماین روبان نه سیاسی است و نه می تواند دولتی و طالبی حساب گردد، زیرا آنها ساحات کارگذاری شده از ماین را بدون هیچ گونه تبعیض هم برای نیروهای حکومتی، مردم و هم برای طالبان به صورت یکسان از وجود ماین پاک می کنند تا قابل تردد و استفاده برای همه گردد.
از جانب دیگر شماری از کارشناسان بدین باورند که ادعای طالبان مبنی بر بی گناه بودن و نبودن این افراد مشروعیت بخشی کاذب از جانب طالبان به خودشان است تا بتوانند اقدام خود را توجیه کنند در حالیکه به گفته شاهدان عینی این گروه 18 نفری ماین روبان در ساحه ای مصروف فعالیت بودند که نه قلمرو حاکمیت طالبان بوده که آنها به بهانه ماین روبی برای دولت و یا نیروهای ناتو جاسوسی کنند و نه هم کدام قطعه عسکری بوده که بتواند نشاگر فعالیت این ماین روبان برای دولت بوده باشد.در این صورت تنها گناهی که احتمالا از نظر طالبان این افراد مرتکب شده اند شاید همان شغل اصلی شان یعنی ماین روبی باشد چون برای کسی که منطق جنگی اش بستن بم انتحاری بر سینه است و در هرکجای که دلش خواست آنرا منفجر می کند تفاوت میان کارمندان و مددگاران اجتماعی تا مامورین نظامی و مللکی دولت وجود ندارد.
به اعتقاد برخی از آگاهان این اقدامات نشانگر این است که طالبان در برخورد با تمام اقشار جامعه افغانی برخورد یکسان دارند و دشمنی آنها با آبادی و آسایش مردم است نه دفاع از ارزش های والای اسلامی که به آن تظاهر می کنند.
در گزارش بی بی سی گفته شده که هر چند در سالهای اخیر به شکل پراکنده برنامه های رادیو در این مناطق نشر می شده اند، اما طالبان گفته اند که پخش رسمی "صدای شریعت" را از روز سه شنبه 29 جوزا سال روان به صورت رسمی آغاز کرده اند.
گفته می شود "صدای شریعت" روی موج اف ام در اطراف ولایت های پکتیا، پکتیکا، خوست و بخش های از ولایت های غزنی قابل دریافت است و هر شب برای مدت یک و نیم ساعت برنامه پخش می کند.
پخش برنامه های رادیویی "صدای شریعت" در شرایطی که برگزاری جرگه امن در حال نزدیک شدن است و طالبان در این اواخر حملات انتحاری خود را در کابل شدت بخشیده اند، نگرانی هایی را بر انگیخته است.
از یک طرف پخش برنامه های "صدای شریعت" در ولایت جنوب شرقی اگر نشانگر حضور گسترده طالبان در این منطقه هم نباشد می تواند بیانگر این باشد که آنها در این مناطق تا حدی زیادی مسلط شده اند که حالا به راحتی و بدون هراس می توانند به بخش برنامه های "صدای شریعت" آنهم در موج اف ام بپردازند.
از جانب دیگر فراموش نکنیم که از همان آغازین روزهای قوت گرفتن و انسجام دوباره طالبان یکی از عرصه های که این گروه نسبت به دولت و نیروهای بین المللی دست بالاتر داشتند، حضور در رسانه ها و بزرگنمایی از دستاورد های کوچک شان در جبهات جنگ بود. در عین حالی که این تبلیغات تنها متمرکز بر دستاورد های جبهات جنگ نبود و طالبان از حضور خود در رسانه ها به تبلیغ افکار و اندیشه های بنیاد گرایانه خود پرداخته دولت افغانستان را نا مشروع می خواندند و حضور نیروهای بین المللی را در این کشور نشانگر اشغال افغانستان می شمردند.
نبود یک استراتیژی تبلیغاتی از سوی دولت و ضعف اطلاع رسانی رسانه های خصوصی در این عرصه از عوامل به شمار می رود که حضور طالبان را در رسانه قوت بخشیده و باعث شده تا آنها از رسانه ها به عنوان یک ابزار موثر برای جنگ روانی در برابر دولت و نیروهای بین المللی استفاده کنند.
این در حالی است که دولت افغانستان در قوت بخشیدن به رسانه ملی نیز در شش سال گذشته ناکام بود و وزارت اطلاعات و فرهنگ که باید در این راستا پیشگام ایجاد یک طرح بلند مدت رسانه ای برای رادیو تلویزیون ملی می گردید نیز کاری موثری را از پیش نبرد، بلکه مسوولان این وزارت بیشتر مصروف زد وبند های داخلی گشتند و حتا شانسی را که در زمان نجیب روشن رییس قبلی این رسانه، دولت افغانستان به دست آورده به دلیل این زد و بند ها از دست رفت.
گمان غالب در دولت افغانستان این است که باید اکثر تبلیغات متمرکز بر ارایه یک چهره زشت از پاکستان باشد و آنچه که طالبان انجام می دهند باید به ترتیبی انتشار پیدا کند که در آن از نقش پاکستان افشاگری صورت گیرد، در حالیکه تمرکز محض بالای این موضوع به انحراف ذهنیت ها منجر شده و باعث شده که چهره اصلی طالبان پوشیده بماند.هر چند که افشای همکاری کشورهای همسایه از تروریستان چیزی بدی نست.
رادیو "صدای شریعت" با وجودی اینکه در در حال حاضر قادر به پخش برنامه های زیاد نیست اما فراموش نکنیم که استفاده ابزاری طالبان از دین در برنامه های که از طریق این رادیو پخش می گردد تاثیر عمیقی بر روان و ذهنیت شماری زیادی از مردم در محلاتی که این رادیو قابل دریافت است، خواهد گذاشت.
و از جانب دیگر در جو رسانه ای افغانستان حضور "صدای شریعت" می تواند جریان اطلاع رسانی را در مناطقی که این رادیو قابل دریافت است،مغشوش می کند زیرا رسانه های دیگر با وجود کم تجربه گی و جوان بودن تلاش می کنند تا اطلاعات و معلومات را به صورت متوازن ارایه کنند در حالیکه "صدای شریعت" به این ارزش بنیادین ژورنالیزم با توجه به تجربه که از "صدای شریعت" در زمان حاکمیت طالبان وجود دارد،باور ندارد و معلومات و اطلاعات را یکجانبه پخش خواهد کرد.
و سوالی که در آخر مطرح می شود این است که آیا نیروهای ایتلاف بین المللی، آیساف و صدها نهاد تمویل کننده جهانی که در افغانستان حضور دارند و با آخرین تکنولوژی روز مجهز اند آیا قادر به این نیستند که موج "صدای شریعت" را ردیابی کرده و به تخریب آن بپردازند و یا اینکه این رادیو در قلمرو افغانستان پخش نمی شود و به همین خاطر این نیروها قادر نیستند تا حریم فضایی کشورهای دیگر را نقض کرده و به تخریب آن بپردازند؟ در حالیکه به گفته کارشناسان پخش رادیو در موج اف ام فرکانسی کوتاه دارد و باید از مناطقی نزدیک به محلاتی نصب شود که در آنجا پخش می گردد.