تبليغاتX
... و چند حرف دیگر
چیزهایی که می خواهم دیگران هم بخوانند
دوستان عزیز سلام

ویب سایت روزنامه هشت صبح از سه روز به این طرف فعال شده است.

www.8am.af

لطفا دیدگاه و نظریات خود را در ارتباط به این سایت، بفرستید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط سنجرسهیل  | 

با کمیسیون حقوق بشر برخورد تنظیمی نکنید

 

به نظر می رسد که شماری از اعضای ولسی جرگه در صدد محدود کردن، فعالیت های کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان هستند. این مساله روز گذشته پس از آن در ولسی جرگه به بحث گرفته شد که شماری از وکلا بخشی از عملکرد های این کمیسیون را" خلاف قانون اساسی و شریعت" خواندند.

عبدالرب عبدالرسول سیاف رهبر حزب اتحاد اسلامی در جلسه دیروزی این مجلس گفت:" کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، نظارت به نقض  و تخطی از حقوق بشر می کند، باید لوایح  و افراد آن بررسی و مطالعه شود و کسانی که در آن گماشته می شوند باید افراد بی طرف بوده و گرایش های تنظیمی نداشته باشند".

در همین حال، علم گل کوچی، عضوی دیگر ولسی جرگه کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را" توطیه خارجی و یک شبکه جاسوسی"خواند.

اعتراض بر عملکرد کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در حالی مطرح می شود که ولسی جرگه و مشرانو جرگه قبل بر این با تصویب منشور مصالحه ملی، تمامی جنایتکاران و ناقضان حقوق بشر را مورد عفو قرار داده و خواستار عدم پیگرد قضایی گروه های درگیر در سه دهه گذشته شده بودند.

با این حال منشور مصالحه مورد مخالفت شدید مردم، نهادهای جامعه مدنی و حلقات روشنفکری و رسانه ها واقع شد و از طرف دیگر نشان داد که شماری از اعضای ولسی جرگه که خود  متهم به  نقض سیتماتیک حقوق بشر و ارتکاب جرایم جنگی هستند، با زیر پا گذاشتن عدالت که یکی از اصول بنیادین دین مقدس اسلام و قانون اساسی افغانستان به شمار می رود، تلاش شان این است تا خود را از پیگرد قضایی معاف سازند.

در همین حال کارشناسان بدین باورند که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به عنوان یگانه نهاد ملی نظارت از وضعیت حقوق بشر، دستاوردهای چشمگیری داشته است که انتشار گزارش های مختلف این کمیسیون از" صدای مردم برای عدالت" گرفته تا دومین گزارش" حقوق اقتصادی و اجتماعی" که هفته گذشته منتشر شد، بیانگر خواست ها و دیدگاه های مردم افغانستان بوده و این کمیسیون در ایجاد ارتباط با گروه های آسیب پذیر جامعه در طول دوران فعالیت اش موفق بوده و توانسته است صدای آنان را به گوش دولت و جامعه جهانی برساند.

از جانب دیگربرخی از آگاهان امور بدین باورند که در ترکیب کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان اشخاصی عضویت دارند که "خوشبختانه" عضویت هیچ سازمان سیاسی و نظامی "جنایتکار" را نداشته و اعضای این کمیسیون علاوه بر تعهد، صداقت، تخصص و دانش، دستان شان به خون هیچ بیگناهی آلوده نیست.

شماری دیگر را عقیده بر این است، اکثر آنانی که ادعا می کنند باید اعضای کمیسیون از میان افراد غیر تنظیمی انتخاب شود، براساس برخی شواهد و قرینه ها بارها رییس جمهور کرزی را زیر فشار قرار داده اند تا نمایندگان تنظیم خود را به عضویت این کمیسیون درآورند تا در هنگام تهیه گزارش ها در مورد نقض حقوق بشر نام های شان درج نگردد، زیرا اکثر کسانی که بر کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ادعا وارد می کنند، خود در زمانی به نقض حقوق بشر و انجام جنایات جنگی متوسل شده اند و حالا از بیم عقوبت و محاکمه می هراسند.

حس تمامیت خواهی و پوشانیدن جنایت در افغانستان متاسفانه اکنون به یک رسم معمول بدل گشته است و آنانی که بر مسند قدرت و قانون سازی تکیه کرده اند در تلاش هستند تا در کنار تصاحب هرچه بیشتر نهادهای قدرت، قوانین و ساختار ها را طوری شکل و سامان ببخشند تا برعلاوه حفظ و تصاحب نهادهای قدرت، بر جنایات  گذشته خود نیز از مجاری قانونی خاک فراموشی بپاشند.

ماده 58 قانون اساسی افغانستان دولت را مکلف به ایجاد کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان کرده است و هیچ گونه پیش بینی ای مبنی بر این که رییس کمیسون باید از ولسی جرگه رای اعتماد بگیرد در این قانون پیش بینی نشده است. از جانب دیگر با توجه به تجربه کشور های دیگر، طرز تشکیل و ایجاد کمیسیون های حقوق بشر در تمام کشورهای دیگر نشان می دهد که این نهاد یا به صورت مستقل عمل می کند و یا مستقیما زیر نظر رییس جمهور فعالیت می کند، زیرا اگر اعضای کمیسیون از جانب پارلمان رای اعتماد بگیرد در آن صورت ممکن است گروه های قوی و حاکم در پارلمان تلاش کنند تا نمایندگان خود را عضوی این کمیسیون سازند که در آنصورت ترکیب کمیسیون برخلاف ادعای شماری از وکلای ولسی جرگه، غیرسیاسی و مستقل نخواهد ماند. اگر یک چنین پیش آمدی رخ دهد نهاد ملی نظارت بر حقوق بشر یا کمیسیون مستقل حقوق بشر در زیر گرایش های خاص سیاسی هیچ گاهی قضاوت عادلانه و متوازن از وضعیت حقوق بشر نخواهد داشت، به ویژه در افغانستان که گروه های مقتدر در پارلمان همین اکنون در عرصه های مختلف زندگی سیاسی و اجتماعی مردم حاکم بوده و بعید نیست که نقض حقوق بشر نیز به واسطه این گروه ها هنوز هم انجام می شود.

رییس جمهور افغانستان می تواند اعضا و رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان خود انتخاب کند و بهتر است در این مورد به جای این که نظر گروه های سیاسی و نظامی پرسیده شود، نظر نهادهای جامعه مدنی و روشنفکران غیر حزبی پرسیده شود زیرا این طیف از نهاد ها و افراد می توانند بهتر از گروه های سیاسی در این مورد نظر بدهند و در عین حال دیدگاه آنان در این مورد بیشتر ملی خواهد تا سیاسی و تنظیمی.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط سنجرسهیل  | 

                       منبع: اسوشتید پرس                                برگردان: سهیل

 

خانواده یک کودک هفت ساله- که از سوی دو مرد مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است- در تلاش دست یافتن به عدالت می باشند، تلاش این خانواده مبارزه علیه سنت های است که قربانی در آن همیشه یک لکه ننگ محسوب می گردد. دو ماه پس از این حادثه، دخترک خورد سال هنوز رنج می کشد و نمی تواند به چشمان کسی نگاه کند.

براساس اسناد دادخواهی این دخترک، دو برادر در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی- عصمت 18 ساله و محمد 24 ساله- از خواهر نوجوان خود خواسته  بودند تا این دخترک را فریب داده به خانه شان بکشاند، بعدا آن دو بر این دخترک تجاوز کردند تا زمانی که وی از هوش رفت.

متهمان ها از سوی پولیس بازداشت شدند، اما بعدا رها گردیدند. مقامات قضایی تصور می کنند که آن دو با استفاده از روابط شخصی و پرداخت رشوه آزاد شده اند.

خانواده این دخترک پس از این حادثه از محل زندگی خویش به کابل کوچیده اند.

به گفته منیژه نادری، مسوول موسسه دادخواهی زنان برای زنان که خانواده این دخترک را کمک می کند:"ولسوال منطقه به این خانواده گفته بود که اگر شکایت کنند و یا به کابل بروند خودش شخصا آنها را به قتل خواهد رسانید".

ولسوال جاغوری خداد عرفانی هرگونه اتهام تهدید این خانواده را از سوی خودش رد می کند و ادعا می کند که بزرگان محل و وابستگان این دخترک به شمول برادرانش می خواهند این قضیه از طریق جرگه قومی حل شود، زیرا نسبت به طی مراحل رسمی آن در ادارات دولتی ساده و موثر است.

با این حال او می گوید هیچ شکی در این مورد که هر دو برادر در این قضیه مجرم هستند، وجود ندارد.

عرفانی می افزاید:" خانواده دخترک، نمی خواهد این قضیه از طریق محاکم دولتی حل و فصل شود، زیرا این کار باعث بدنامی آنها در محل زندگی شان خواهد شد".

او می گوید بردار کوچکتر یعنی عصمت دوباره بازداشت شده، اما برادر بزرگتر فرار کرده است.

گفتگو با مقامات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و موسسه زنان برای زنان نشان می دهد که چگونه این دخترک از سوی هردو برادر به خانه شان کشانده شده بود.

جمیله ظفر کارمند اجتماعی ای که این خانواده را مشورت می دهد، گفته است:"هردو برادر متهم، خواهر 15ساله خود را برای فریب دادن این دخترک ترغیب کرده بودند، خواهر آنها دخترک 7 ساله را با سواستفاده از اعتمادش که در جریان چرانیدن گوسفندان باهم  پیدا کرده بودند، به خانه خود برای خوردن پنیر دعوت می کند و بعدا او را با عصمت و محمد تنها می گذارد".

پس از تجاوز، جسد بی هوش دخترک از سوی هر دو برادر در نزدیکی خانه دخترک رها می شود. او وقتی به هوش می آید و به خانه می رود برای چند روز از دل درد شکایت دارد، خانواده اش او را به شفاخانه می برد و داکتر پس از معاینه به خانواده اش می گوید که دخترشان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است.

هردو برادر بیدرنگ بازداشت می شوند، اما جمیله ظفر می گوید که وی باور دارد که آنها برای رهایی خود رشوه پرداخته اند. هنگامه انوری عضو کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید هردو بردار به این خاطر آزاد شدند که "روابطی" میان آنها و مقامات محلی ولسوالی وجود داشته است.

تجاوز جنسی یک امر غیر معمول در افغانستان نیست، اما دختران و زنانی که بکارت خود را به جز از شب زفاف از دست می دهند به سختی می توانند زندگی کنند، زیرا وجود چنین شخصی در یک خانواده مایه ننگ و رسوایی است.

عدم گزارش دادن جرایمی از این دست به مقامات قضایی و عدلی، باعث شده تا آمار دقیق از تجاوزات جنسی بر دختران در افغانستان وجود نداشته باشد. خانم انوری می گوید این دومین قضیه از این دست در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی است.

نادره از موسسه زنان برای زنان می گوید:" آنها به خاطر این که اعضای خانواده شان نمی خواهند، حاضر به گزارش دهی از آنچه بر آنها رفته است، نمی باشند و تعقیب قضایای تجاوز جنسی یک امر غیر معمول در افغانستان است".

او می گوید:" هیچ کس در افغانستان نمی خواهد تا کسی بداند که دخترش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است چرا که بکارت دختران در اینجا یک ارزش است، اگر دختری به هر دلیلی بکارت خود را از دست بدهد... او دیگر یک دختر نیست، او یک زن  ازدواج ناشده است".

خانواده ها و بزرگان محلی معمولا مشکلات خود را از طریق عرف محلی حل می کنند و دختران را به صورت عادی در بدل جرم خویشاوند مردشان به بد می دهند. در همین حال براساس قوانین افغانستان، تجاوز جنسی بر کودکان، زندان را در پی دارد.

خانم ظفر می گوید، هردو برادر متهم، پیشنهاد داده اند تا خواهر 6 ساله شان را عروس خانواده قربانی بسازند، اما این درخواست از سوی آنان رد شده است.

عرفانی می گوید پیشنهاد دیگر این بود که دخترک 7 ساله به عقد یکی از وابستگان این دو برادر در آید تا آبرویش حفظ گردد. با این حال خانواده دخترک این پیشنهاد را نیر رد کرده است.

تا هنگامی که کاکا و مادر کلان این دخترک 7ساله  وی را به کابل منتقل کردند، هردو برادر متهم آزاد بودند. کاکا و مادر کلان دخترک می خواستند در کابل از کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و لوی سارنوالی طلب کمک نمایند.

به گفته سمیر صمیمی رییس دفتر لوی سارنوال:"عبدالجبار ثابت دستور توقیف هردو متهم را صادر کرده است".

به گفته عرفانی برادر کوچک دستگیر شده و "آنها تمام تلاش خود را انجام می دهند" تا برادر بزرگتر را نیز دستگیر نمایند.

امیر بیگم مادر کلان این دخترک امیدوار است که پولیس خواهر 15 ساله این دو برادر را نیز دستگیر نماید.

در ضمن قربانی این حادثه- که در این گزارش به دلیل حفظ  حیثیت از وی نام نبرده شده است- در حال حاضر مشاوره روانی دریافت می کند و زیر تدوای داکتر قرار دارد.

مادر کلان این دخترک می گوید که نواسه اش آدم با هوش و کتابخوانی بود، اما پس از این حادثه دیگر خاموش شده است.

او می گوید:" نواسه اش دیگر با هیچ کسی حرف نمی زند حتا با من". به گفته این خانم:" خانواده هردو جوان متهم با پرداخت پول پسران خود را از زندان رها ساخته اند". او می گوید هر چند ما بیچاره و فقیر هستیم اما خوشحالیم از این که کمیسیون حقوق بشر قضیه را دنبال می کند.

دخترک لاغر اندام  از یک پهلو به پهلوی دیگر می چرخد تا دردهایش آرام بگیرد، او با گودی هایش به بازی می پردازد و با قلم های رنگه رسم می کشد و نام خود را بر آن می نویسد و این کار در کشوری که اکثریت نفوس آنرا بی سواد تشکیل می دهد، عمل شایان تحسین و قابل تمجید است.

اما بازی کردن وی در این وضعیت یک چیز ناخواسته است چرا که او دیگر یک انسان عادی به نظر نمی رسد و مثل کسی به نظر می رسد که گویی حلق آویزش کرده باشند. او به پایان نگاه می کند و گودی گگ خود را در گهواره کوچک می گذارد و می جنباند.

تنها با یک نگاه زود گذر هر کسی می تواند درک کند که براین دخترک چه گذشته است.

ظفر روزهای زیادی را با این دخترک گذرانیده است، یک روز عصر که ظفر برای خداحافظی با دخترک آمده بود او از جای خود بلند شد و دست های او را قاپید و بوسید.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط سنجرسهیل  |